هندونه خريديم كيلو يه قران. دو تا پنج كيلويي هر كدوم پنزار. شدن يه تومن. نص نص با مسعود پولشه داديم. نشسيم تو چمنايه فلكه خورديمو خنديديم. از همه چي گفتيمو به همه چي خنديديم. از موضوعه انشايه كلاسه طاها كه ازش خواسه بودن سفري رو كه تابسون رفته اما مو كه ميدونسم نرفته بنويسه ( مو براش نوشتم) تا پيرن دو جيبه يه پاگونداره حميد كه دو شماره كوچيكتر از سايزش بود. از مدل مويه داريوشيه جمشيد تا ريش ستاريه عبد وو پازلفي چكمه اي حبيب. هر چيزيه وصف ميكرديمو از خنده روده بر ميشديم. هميجوري الكي الكي. مشنگ بوديمو دنيايه رو دس ميگرفتيم تا خنده از رو لبامون محو نشه. خوردنيامونم هر كدوم قصه اي داش. جهانگير يه پلاستيك نيم متري از چيپسايه كارگايي كه توش كار ميكر مي اوورد. منصور بسسني شيريه دسه چوبي كه تو يخدونه يخچالشون برا فروش درست ميكر. هادي يه قيف كاغذي تخمه سيا . مجيد خنجر باري. اردشيرم حلوا ارده كشي از تو دكه آقاش كش ميرف. بساطمون جور بودو كمو كسري نداشتيم . يه برنامه هميشگي از صبح كله ي سحر كه با آوازه اعصاب خرد كنه خروسايه آقاي عليپور تا بوقه سگايه ولگرده نخلسون ادامه داش. وسطشم همه نوع مشغولياتي داشتيم. هر كس به نوعي. بسه به سليقه وو خلقو خوش. خلاصه وقته سر خاروندون نبود! مدرسه مونه خيلي دوس داشتم. نه ايكه بگم اهله درسو مشق و حساب كتاب بودم نه. بخاطر رفاقت با بچه هايي بود كه بعدنا مثلشونه نتونسم پيدا كنم. همه ي تنهاييهامه تا حالا هم كه هس پر كردن. نه ايكه چيزي تكراري بوده باشه وو تو اي سالا هيچ خاطره اي برام پيش نيومده يا رفيقي پيدا نكرده باشم نه. اتفاقا مو فكر ميكنم آدم دنباله هر چي باشه بش ميرسه. ولي خوب يه چيزي ميگم يه چيزي ميشنوي. مثه خواب گذشته. حسرت به دل نيسم اما داغ به دل دارم. خيلي وقتا فك ميكنم او دورانا گنجي بود كه خدا برامون قرار داد فقط برا ايكه لياقتمونه نشون بديم. نميدونم كي نشون داده كي نه. اما مطمئنم هر كي او دوره يه فهميده اي دوره هم مي فهمه وو به اندازه لياقتش گنجه هردو دوريه به دس مياره. همه آدمايي كه تو زندگيمون ميانو ميرن خوب يا بد يه رسالتي بعهدشونه. ايكه فك كنيم همه چي بطوره تصادفي اتفاق افتاده وو مي افته چيزيه ثابت نميكنه. اما حضوره خيليا خيلي از دردامونه درمون كرده وو خيلي از راهايه نارفته وو پر خطره زندگيمونه برامون صافو و بي خطر كرده. مو دوس دارم تو اي مسير با كسايي باشم كه هميشه وو تو همه حال راهنمام بودنو همراهيم كردن.
اهل آبادان
فرهنگی - اجتماعی - هنری - شخصی
درباره وبلاگ
دوران خوش آن بود که با دوست بسرشد........ باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
همشهریان عزیز و خونگرم سلام. حال که کسانی پیدا می شوند که خام و نسنجیده و با ارایه مطالب کذب و سرتاپا توهین به واقعیات و حقیقت وجود شهری با مردمانی با فرهنگ و شناخته شده درعرصه های متفاوت اجتماعی - فرهنگی و هنری و سربلند از گذر هشت سال دفاع دربرابر متجاوزان و هجده سال محرومیت های اجتماعی و شهری - عمل نموده اند برمن و ماست که در برابر این همه بی انصافی بپاخواسته و ازمردمی که آمده اند تا بر روی خرابیهای جنگ شهری آباد را بنا نهند دفاع نموده مهربانی - صمیمیت و اهتمام بزرگوارانه اشان را پاس بداریم و در مقابل دوستان نادان که برای وقت گذرانی و شهرت کاذب - شهر و مردم شریف شهرشان را لاف زن و الکی خوش و همتا و شبیه با مناطق عقب افتاده و ناامن ینگه دنیا معرفی می نمایند و انواع و اقسام رفتارها و تفکرات ضدفرهنگی را به اهالی صمیمی و شریف شهرمان نسبت می دهند آگاهانه بپاخیزیم و هشدار دهیم که در مقابل چرندیات و تبلیغات مسموم آنان ساکت نخواهیم نشست . همت و همراهی همشهریان عزیز را می طلبم.
همشهریان عزیز و خونگرم سلام. حال که کسانی پیدا می شوند که خام و نسنجیده و با ارایه مطالب کذب و سرتاپا توهین به واقعیات و حقیقت وجود شهری با مردمانی با فرهنگ و شناخته شده درعرصه های متفاوت اجتماعی - فرهنگی و هنری و سربلند از گذر هشت سال دفاع دربرابر متجاوزان و هجده سال محرومیت های اجتماعی و شهری - عمل نموده اند برمن و ماست که در برابر این همه بی انصافی بپاخواسته و ازمردمی که آمده اند تا بر روی خرابیهای جنگ شهری آباد را بنا نهند دفاع نموده مهربانی - صمیمیت و اهتمام بزرگوارانه اشان را پاس بداریم و در مقابل دوستان نادان که برای وقت گذرانی و شهرت کاذب - شهر و مردم شریف شهرشان را لاف زن و الکی خوش و همتا و شبیه با مناطق عقب افتاده و ناامن ینگه دنیا معرفی می نمایند و انواع و اقسام رفتارها و تفکرات ضدفرهنگی را به اهالی صمیمی و شریف شهرمان نسبت می دهند آگاهانه بپاخیزیم و هشدار دهیم که در مقابل چرندیات و تبلیغات مسموم آنان ساکت نخواهیم نشست . همت و همراهی همشهریان عزیز را می طلبم.
+ نوشته شده توسط سیدرضا موسوی در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
9:0 |
